صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

79

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

كه آدمى حالت خود را در حين ارتكاب گناه حالت شخصى ببيند كه مىخواهد خود را از كوه پرت كند و يا زهر كشنده‌اى را بنوشد در اينجا احتمال اختيار گناه به صفر مىرسد . يعنى هرگز به طرف گناه نمىرود . چنين حالى را عصمت از گناه مىناميم پس عصمت از گناه ناشى از كمال ايمان و شدت تقوى است . ضرورتى ندارد كه براى اينكه انسان به حد « مصونيت » و « معصوميت » از گناه برسد يك نيروى خارجى جبرا او را از گناه باز دارد و يا شخص معصوم به حسب سرشت و ساختمان مسلوب القدرة باشد . اگر انسانى قدرت بر گناه نداشته باشد و يا يك قوه‌اى جبرى همواره جلوگير او از گناه باشد ، گناه نكردن او برايش كمالى شمرده نمىشود زيرا او مانند انسانى است كه در يك زندان حبس شده و قادر به خلافكارى نيست خلافكارى نكردن چنين انسان را به حساب درستى و امانت او نتوان گذاشت . اما مصونيت از اشتباه . مصونيت از اشتباه نيز مولود نوع بينش پيامبران است . اشتباه همواره از آنجا رخ مىدهد كه انسان به وسيلهء يك حس درونى يا بيرونى يا واقعيتى ارتباط پيدا مىكند و يك سلسله صورتهاى ذهنى از آنها در ذهن خود تهيه مىكند و با قوهء عقل خود آن صورتها را تجزيه و تركيب مىكند و انواع تصرفات در آنها مىنمايد . آنگاه در تطبيق صورتهاى ذهنى به واقعيتهاى خارجى و در ترتيب آن صورتها گاه خطا و اشتباه رخ مىدهد . اما آنجا كه انسان مستقيما با واقعيتهاى عينى به وسيلهء يك حس خاص مواجه است و ادراك واقعيت عين اتصال با واقعيت است نه صورتى ذهنى از اتصال با واقعيت ، ديگر خطا و اشتباه معنى ندارد . پيامبران الهى از درون خود با واقعيت هستى ارتباط و اتصال دارند . در متن واقعيت ، اشتباه فرض نمىشود مثلا اگر ما صد دانه تسبيح را در ظرفى بريزيم و باز صد دانهء ديگر را ، و اين عمل را صد بار تكرار كنيم ممكن است ذهن ما اشتباه كند و خيال كند اين عمل نود - و نه بار و يا صد و يك بار تكرار شده است . اما محال است كه خود واقعيت